:: تماس با ما :: سایت های مرتبط

  خانه :: گالری :: فروشگاه :: سرویس ها :: آموزش و مقالات ::   درباره ما

کلینیک دامپزشکی ایران مهر

 
 

Dr.A.A.Parvin

سگ هام رو دوست دارم و بهشون عشق میورزم باهاشون حرف میزنم درد دل میکنم میخندونمشون و گاهی از دردشون گریم میگیره اونا هم منو خوب میفهمن و زمانیکه خوشحال باشم با من شادی میکنن و هنگامیکه ناراحت باشم یه گوشه ای کز میکنن تا به این وسیله ناراحتیشونو ابراز کنن بارها گریه سگها رودیدم غصه هاشونو دیدم و ناراحتی هاشونو عجب موجودای مظلوم و بی آزاری هستن بعضی وقتا میخان باهام حرف بزنن و واقعا مصمم هستن که اینکارو بکنن ولی نمیتونن و غصشون میگیره  وزمانیکه بیمار میشن غذا نمیخورن و با چشمان مظلومشون فقط نگام میکنن و هیچ وسیله اعتراضی ندارن و من فقط تو نگاهشون می فهمم که ازم کمک میخوان و باید به دادشون برسم .

ما آدما بعضی وقتا خیلی خود خواه میشیم حیوونایی رو بی هدف دور خودمون جمع میکنیم و علاوه بر خودمون اونا رو هم آواره و سرگردون میکنیم ، بهشون خوب نمیرسیم خوب غذا نمیدیم خوب تر و خشکشون نمیکنیم دست آخر هم مریضشون میکنیم و بیماری شون رو مداوا نمیکنیم و حیوونا رو میکشیم "" راستی اگه همین حیوونا توی طبیعت بودن راحت تر نبودن ؟ پس اگه واقعا نمی تونیم ، آزارشون ندیم بذاریم خودشون برا خودشون زندگی کنن و اگه خواستیم اونا رو در کنار خودمون داشته باشیم نذاریم زندگی بهشون بد بگذره و درقبال اونها احساس مسئولیت بکنیم.

طبیعت موجودات مختلفی رو در خودش دیده و انسان از نخستین ورزهای خلقتش شروع کرد با سایر موجودات و حیوانات ارتباط برقرار کردن ابتدا از اونایی که میتونستن غذاشو تامین بکنن شروع کرد و گاو و بز و خوک رو اهلی کرد و زمانیکه این حیوانات رو رام و اهلیشون کرد با حیوانات دیگری روبه رو شد که به هیچ عنوان رام شدنی نبودن . این حیوانات گستاخ علاوه بر اینکه به هیچ عنوان با انسان کنار نمیومدن ، مدام در صدد آسیب به انسان و حیواناتش بودن ، تا اینکه بشر دوباره پی برد که  برای مقابله با چنین موجوداتی میتونه از حیوانات دیگه ای استفاده کنه .سگها موجوداتی بودن که بارها دوستیشون رو به انسانها در طبیعت ثابت کرده بودن تصاویر حک شده بر روی دیوارهای غارها سگ هایی رو نشون میدن که برای دفاع از جان انسانها در مقابل سایر حیوانات بخصوص گرگها ایستادگی کرده و مبارزه میکنند .سگها اولین حیوانات گوشتخواری بودن که به اجتماع انسانها راه پیدا کردند و خیلی زود تونستن این موقعیت رو تثبیت کنند . سالها بعد زمانیکه انسان ابزارهای مختلفی را به خدمت گرفت و آسان زندگی کردن رو یاد گرفت به فکر افتاد که حیوانات دیگری رو نیز به  صورت دست آموز نگهداری کند در این بین میمون ها به دلیل شیرین کاری ها و بازیگوشی هاشون در رتبه بعدی قرار داشتند و خیلی از حکام و امرا این حیوانات رو به صورت تفریحی نگهداری میکردند و در ادامه حیواناتی نظیر گربه ، انواع پرندگان شکاری و زینتی چون شاهین و طوطی ، و در مواردی حیوانات خطرناکی چون ببر وشیر نیز به این مجموعه اضافه گردید ولی ناگفته پیداست که که نگهداری از این حیوانات فقط به خانواده های اشرافی ودربار شاهان و امرا ختم میگردید . رفته رفته نگهداری از حیوانات گسترش پیدا کرد به طوریکه امروزه در بریتانیا  و در شهری مثل لیورپول کمتر خونه ای میشه پیدا کرد که به نوعی با حیوانات سر و کار نداشته باشه و در این بین سگ ها و در درجه بعدی گربه ها محبوبیت ویژه ای رو بین علاقمندان دارند .سگها به دلیل خصوصیات ذکر شده و در ادامه به دلیل تنوعی که در طول سالیان متمادی و به خصوص از قرن شانزدهم میلادی به اینطرف پدیدار شد باعث گردید تا افراد تقریبا با هر نوع سلیقه ای شکل و قیافه و حیوان مورد نظر خود رو از بین انبوهی از مدل های سگ بتونن پیدا کنن .

اما موضوع غیر قابل انکار اینست که همواره هر موجود جانداری استعداد ابتلا به بیماری را دارد . گویی حیات و بیماری دو اصل جدایی ناپذیر از یکدیگر هستند و متعاقب بیماری مساله درد پیش می آید و همواره جاندار در صدد کاهش درد خود بر می آید و به دنبال کاهش درد مقوله درمان معنی می یابد .سابقه دامپزشکی و طبابت بیماری های حیوانات به هزاران سال پیش و اندکی پس از آغاز طبابت انسانی بر میگردد . تصاویر پیدا شده روی دیوار غار ها باز موید این مطلب بوده و بیطاری را در حال خوراندن معجون به یک بز یا گوزن نشان میدهد . همراه با پیشرفت های حاصله در طب و پزشکی علم دامپزشکی نیز رو به پیشرفت نهاد بطوریکه همکنون در اکثر نقاط جهان بیمارستان ها و درمانگاه های مجهز دامپزشکی به ارائه خدمات درمانی به این مخلوقات بی آزار می پردازند . اما علی رغم این بر اساس یک آمار گیری در ایالت پنسیلوانیا در آمریکا با وجود استفاده از ابزارها و تکنیک های مدرن دامپزشکی به دلیل دشواری کار و سختی ارتباط با بیمار تنها 71% موارد منجر به تشخیص قطعی و درمان میگرد و در سایر موارد دامپزشکان اقدام به اعمال درمان حمایتی می نمایند . پس جا دارد که قدمهای بزرگتری در جهت پیشبر علم دامپزشکی برداشت و نیز هستند خیلی مناطق که از امکانات اولیه پزشکی انسانی محروم هستند چه رسد به خدمات دامپزشکی . با این اوصاف روزی را آرزومندم که تمامی حیوانات بتونن از خدامات درمانی شایسته بهرهمند بشن و باشد که نگاه مظلوم هیچ حیوان  بیمار و رنج دیده بدون هیچ حامی و پشتیبانی به آسمون خیره نمونه .

اما اجازه بدین کمی بیشتر از خودم براتون بگم  ،شغل دامپزشکی و طبابت حیوانات رو از دوران کودکی انتخاب کردم  که به جرات میتونم بگم اونایی که حرفشون رو از بچگی انتخاب میکنن و با عشق به شغلشون زندگی میکنن تو همون حرفه خودشون بهتر میتونن مفید باشن و اینو من بارها تجربه کردم .

موقعی که فقط دو سالم بود یه روز برای تفریح و تفرج به ییلاق پدربزرگم در شمال تهران رفته بودیم و زمانیکه برای هوا خوری به کنار رودخونه رفته بودیم ، من 2 ساله که تازه قدم به راه رفتن گشوده بودم در حالیکه همگان در کنار رودخانه زیبا و خروشان جاجرود از زیبایی های طبیعت اطرافشان لذت میبردن ، من کنجکاو دور از چشم همگان آرام آرام به رودخانه خروشان نزدیک شدم و زمانیکه جریان خروشان آب منو چون پر کاهی در بر گرفت و به درون خود کشید باز هیچ کس از غیبت من مطلع نگردید .

هانس سگ پدربزرگم که نژاد ژرمن شفرد بود و 5 سال پیش داییم از آلمان برا پدر بزرگم آورده بود ، تنها کسی بود که از بلایی که سر من اومده بود به خوبی آگاه شد و دیوانه وار خود را به امواج خروشان جاجرود سپرد و زمانیکه حرکت ناگهانی هانس همگان رو متعجب کرده بود تازه متوجه غیبت من گردیدند و به دنبال آن فریاد های بی امان مادر و حرکت مردان به داخل اب هر یک به سویی بی هدف و هراسان برای جستجوی من ولی مردان کم توان تر از آن بودند که طفل دو ساله ای را از میان آبهای خروشان پیدا کرده و بیرون بکشند و زمانیکه همگان در هول و اظطراب به سر میبردند ، معجزه رخ میدهد و کودک دو ساله در حالیکه لباسهایش لای دندانهای هانس گیر کرده بود صد متر پایین تر آرام آرام به طرف ساحل هدایت گردید و هنگامی که پدر بزرگ خبر زنده بودن طفل را با صدای بلند فریاد کشید همگان غریو شادی و خوشی سر  دادند  و به مناسبت بازگشت دوباره کودک به زندگی جشن گرفتند و هانس این سگ با وفا و با هوش را به خاطر عکس العمل خارق العاده اش تقدیر کردند .

فرشته نجات من عزیزتر گردید و سالها در کمال ناز و نعمت در خانواده ما زندگی کرد و زمانیکه هانس درنه سالگی با عارضه تنفسی که امروزه به سادگی درمان می یابد در پی مبارزه بیست روزه با بیماری که هر روز اورا لاغر و لاغر تر میکرد چشمانش را برای همیشه بست من پسر بچه شش ساله ای بودم و در حالیکه بی امان اشک میریختم مدام به بزرگترها میگفتم یعنی کسی نیست که بتونه هانس رو نجات بده؟ نمیتونیم هانس رو به دکتر ببریم ؟ هانس چرا باید بمیره ؟ ولی در 28-27 سال پیش دامپزشکی به شکلی که الان میبینیم در کشور وجود نداشت و نهایتا هیچ کس نتونست کمکی به هانس بکنه و هانس عزیز من در حالیکه از آخرین رمق هایش برای تکان دادن دم خویش برای ابراز وفاداری و دوستی خویش حتی تا دم مرگ استفاده میکرد در یک روز سرد پاییزی برای همیشه از رنج و بیماری راحت شد.

تا مدت ها غصه نبودن هانس آزارم میداد و زمانیکه بعد از دو سال نتونستم نبودن هانس رو هضمش کنم ، پدرم به فکر تهیه یه سگ دیگه برای راضی کردن من افتاد و میتونین تصور کنین که تهیه سگ در آن زمان چه کار شاقی می تونست باشه و پس از چند ماه جستجو در تهران به این بزرگی دو مورد پیدا کردیم که یکی یه تریر ماده مشکی سه ساله به اسم ژولی بود و دیگری دقیقا خاطرم نیست چون نخریدیمش و احتمالا از نژاد پکینیز بود و زمانیکه یک دستگاه پیکان صفر کیلومتر حدود هفتاد هزار تومان بود برای خریدن ژولی پنجاه هزار تومان پرداخت کردیم یعنی حدود 4.5 ملیون تومان الان "" که حتی تصورشم هم کمی سنگینه .به هر حال ژولی اومد خونمون ولی ژولی هم نتونست منو ارضا کنه و همزمان با ژولی شروع به جمع آوری یه سری حیوانات دیگه  از قناری و مرغ عشق و طوطی گرفته تا ماهیان آکواریومی و قورباغه و کلاغ و گنجشک کردم  به خصوص علاقه شدیدی به مرغ و جوجه داشتم و تو حیاط بزرگ خونمون یه جایی رو برای جوجه هام اختصاص داده بودم.

اولین کار دامپزشکیمو زمانیکه 9 سالم بود انجام دادم و هنگامی که یکی دو تا از جوجه هام فلج شده بودن با دادن کپسول آموکسی سیلین و پماد متیل سالیسیلات برای اولین بار موفق به درمان شدم . درمان موثر بود و جوجه های فلج من که موارد قبلی از بین رفته بودند ، پس از یکی دو روز استراحت در شوفاژخانه گرم بلند شده وشروع به حرکت کردند ولی فرم راه رفتنشون خیلی مضحک شده بود و تا آخر عمرشون کجکی راه میرفتند ولی به هر حال نتیجه گرفته بودم واین برای قدم اول عالی بود .پس از اون شروع به مطالعه کردم ولی مگه مثل الان بود که به این راحتی منابع رو پیدا کرد و از اینترنت سرچش کرد ویا به راحتی کتاب و مجله ای به دست آورد و خوند و خدا میدونه که چه عذابی کشیدم و نهایتا موفق شدم کتاب هایی راجع به مرغ عشق و قناری و مرغداری و ... مطالعه کنم. کم کم در کنار انواع جک و جونوری که داشتم جعبه دارویی درست کردم که انواعی از داروهای انسانی رو که موارد مصرفشون رو از بروشورشون میخوندم جمع آوری کردم جوری بود که بچه ها و دوستانی که جک و جونوری داشتن هر گاه مشکلی بیماری داشتن سراغ من میومدن و یادم میاد همون موقع که مشکلشون رو مطرح میکردن منو دکتر خطاب میکردن و من متفکرانه در حالیکه 13-12 سال بیشتر نداشتم حرفاشونو گوش میکردم و اقدام به درمان میکردم و البته برخی موارد ناشی گری من منجر به دسته گل میشد .به هر حال سالها میگذشت و من تجارب زیادی رو به دست آورده بودم به هنگامی که سال اول دبیرستان رو تموم کردم به دلیل نداشتن اطلاعات کافی از رشته های تحصیلی ، ریاضی فیزیک رو انتخاب کردم و زمانیکه سال چهارم دبیرستان تمام شد و دیپلم ریاضی گرفتم تازه یادم اومد که هیچ علاقه ای به رشته ریاضی و تحصیلات دانشگاهی این رشته ندارم.یه سال خونه نشین شدم وشروع به خوندن کردم و خودم خوندم و ناگفته پیداست که یادگیری زیست شناسی بدون مربی و معلم چه سختی هایی داشت ولی فرا گرفتم . کنکور زیست رو 100% زدم و جالب اینکه در سالهای  دانشگاه و بعد از آن نیز به تدریس زیست شناسی در مقاطع دبیرستان و دانشگاه پرداختم.

اشتباه دوم رو زمانی مرتکب شدم که با حال و هوای خاصی که در اثر ملاقات با پسر دایی پزشکم که مدارج نظامی نیز داشت ، به من دست داده بود بورسیه پزشکی یکی از نهاد ها رو انتخاب کردم و یکی دو ترم مشغول بودم ویک روز که از جلوی دانشکده دامپزشکی رد میشدم ته دلم لرزید و احساس کردم از هدفی که از کودکی در پیش داشتم دارم دور میشم همونروز آموزش دانشکدمون رفتم وانصراف دادم و پس از تصفیه حساب اومدم بیرون همه میگفتن دیوونه شده ولی من در تلاشی دوباره به آرزوم رسیدم و وارد دانشکده دامپزشکی شدم .اینبار دیگه انتخاب  درست بود و هدف مشخص پس توسنمو زین کردم و به تاخت به پیش راندم . در میان دروس دامپزشکی علاقه وافری به مباحث فیزیولوژی داشتم و در طول دوره دکترای دامپزشکی مطالبی رو ترجمه و تحقیقاتی رو به انجام رسوندم.با پایان یافتن دوره دکترای دامپزشکی چند سالی از ایران خارج شدم تا ضمن کسب تجارب کاری بیشتر بتوانم به مطالعه و تحصیل در زمینه رشته مورد علاقه ام بپردازم . بیشتر از سه سال نتونستم خارج از ایران بمونم چرا که بعد از سه سال تقریبا هر شب خواب ایران ، دوستام خواب باغهای جاجرود و خواب گذشته ها رو میدیدم . این خواب ها حالت های عصبی در من ایجاد می کرد که نهایتا باعث شد بعد از سه سال به ایران برگردم .پس از ورود ابتدا با چند تا از موسسات آموزش عالی آزاد و دولتی همکاری کردم ولی فقط به یک دلیل که از لحاظ مالی منو واقعا تامین نمیکرد و دائما در مضیقه بودم ادامه ندادم . عزیزانیکه در مراکز آموزشی زحمت می کشن میدونن من چی دارم میگم . ناچار پس از ازدواج به فکر احداث کلینیکی برای حیوانات خانگی افتادم اما در این موقع کار تازه ای نبود و قبل از من اساتید و بزرگوارانی زحمات اولیه رو کشیده بودن . پس از رایزنی های بسیار قرار شد که این کار رو در شهر رشت انجام بدیم . اگه بخوام کمی از روحیات مردم رشت در رابطه با حیوانات خانگی گفته باشم  گفتنیست که مردم این خطه از کشور به دلیل زندگی در کنار طبیعت زیبا و برخورداری از زیبایی های جنگل و دریا و رودخانه وسایر قشنگی های طبیعت ، آدمای بسیار با احساس و دارای روحیه لطیف و عاشق حیوانات هستند که به جرات می تونم بگم که اگه امکاناتش بود شاید بیش از 90 % از مردم این شهر اقدام به نگهداری گونه ای از حیوانات می کردند ولی وجود موانع و مشکلات فراوان باعث گردیده که رقمی حدود 30 % از مردم به نگهداری از حیوانات خانگی از سگ و گربه گرفته تا انواع پرندگان زینتی کبوتر خرگوش همستر و غیره  روی بیاورند که به نوبه خود رقم قابل توجهی می باشد و همین تعداد نیز ثابت کرده اند که عضو باطنی انجمن حمایت از حیوانات هستند و در قبال حیوانات خانگی خود را مسئول میدانند و این را من و سایر همکاران به خوبی دریافته ایم . شما اگر با سگ زیبای خود در یکی از پارک ها یا خیابان های شهر قدم بزنید کمتر رهگذری را پیدا می کنید که به  نوعی به کوچولوی زیبای شما ابراز لطف ننماید و این لطف و موهبتی است که خالق این حیوانات که در این شهر هستند به آنها ارزانی داشته است .

حضوردر جمع مردمی چنین با احساس مرا به آن داشت تا در پی تجهیز و تهیه کلینیکی  مجهز برای حیوانات خانگی در این خطه باشم و در کنار پرداختن به امور کلینیکی راه اندازی و احداث بزرگترین مزارع پرورشی حیوانات خانگی کشور در دو مزرعه جداگانه بسیار زیبا با مساحت 5 هکتار و 8000 متر مربع به انجام برسانم  که در ابتدا این مزارع به دو صورت نژادهای آپارتمانی و نژادهای سنگین تفکیک گردید ولی اخیرا مزارع را به دو فرم پرورش و عرضه در آورده ایم تا مزرعه کوچکتر که شرایط جغرافیایی مناسب تری دارد بتواند به محلی جهت عرضه حیوانات به علاقمندان تبدیل گردد .

تمام تلاش و امکانات خود را به کار گرفته ایم تا بتوانیم محیطی مناسب برای حیوانات بیمار و نیازمند به خدمات درمانی فراهم آوریم و قدمی در جهت سلامتی و بهداشت حیوانات برداریم در حرکتی دیگر بر آن شده ایم تا در محیط وفضای مناسب گونه هایی از حیوانات را جمع آوری نماییم و زحمت علاقمندان به حیوانات رو کم کنیم و از دست دلالان سودجوی حیوانات که بدون کوچکترین احساس مسئولیتی فقط به فکر پر کردن جیب خود هستن نجاتشون بدیم راه سختی رو پیمودیم و خیلی هزینه کردیم چه در ساختمان مزارع و چه در تهیه حیوانات که علاوه بر مواردی که با وسواس از داخل کشور تهیه شد از کشورهای اکراین ارمنستان لهستان آلمان انگلستان و فرانسه تامین حیوانات مولد کردیم و قطعا میتوان اذعان کرد که چه راه سختی را پیمودیم تا به اهدافمان نزدیک تر شویم جا دارد در پایان سوگند نامه ای رو که تمام دامپزشکان در آغاز را حرفه دامپزشکی بر زبان جاری میسازند بیاورم و امید آن دارم که در عمل نیز همانگونه باشد .

پیروز و پاینده باشید   یا حق

دکتر پروین مرداد 85

اکنون که به پیشه دامپزشکی گام مینهم سوگند یاد میکنم که با محافظت از سلامت حیوانات و کاهش درد و رنج آنها ، کوشش برای حفظ منابع حیات دامها ، تلاش در بهبود بهداشت همگانی و پیشبرد دانش دامپزشکی و مبارزه با بیماری های مشترک انسان و حیوان ، دانش عملی و مهارت های خود را در راستای مصالح جامعه به کار گیرم . من در انجام وظایف حرفه ای خود همواره به وجدان ، شرف و اصول اخلاق علم دامپزشکی پایبند خواهم بود .تعهد میکنم که همواره برای پیشبرد روز افزون دانش و شایستگی حرفه ای خود کوشا باشم .

تلفن :   8- 7234296  0131

همراه :      7067  135 0911

فکس :      7234298   0131

E-mail:
info@iranmehrpetclinic.com

 drparvin_sabeg@yahoo.com

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

:: بالا :: بازگشت ::

Add To Favorite

Set as Homepage

این سایت را صفحه خانگی خود کنید

اضافه کردن به علاقه مندی ها

www.Iranmehrpetclinic.com :: Copyrights © 2006
Designed By: xec0mputing Team